محمدم تمام هستی ام تسلیم نگاه توست،دراین وبلاگ تمام ناگفته هایم را به تو مینویسم
بیا با من ...
بیا تا آنجایی که خطوط به هم میرسند
بیا با من تا جائیکه میتوانی بخوانمت
تا پایان انتظار عاشقانه ام
تا پایان توان بی رمقم
بیا با من ...
با دستانت
با روحت
با تمام عشقی که داری
بیا با من ...
می خواهم آن باران گمشده ی رویایی را برایت زنده کنم
بیا با من تا انتهای همان شب
که در زیر رویایی ترین باران عشق ، با هم همقسم شدیم ...
همه چی آرومه تو به من دل بستی
همه چی آرومه غصه ها خوابیدن
شک نداری دیگه ،تو به احساس من
همه چی آرومه من چقد خوشحالم
پیشم هستی حالا به خودم می بالم
تو به من دل بستی از چشات معلومه
من چقد خوشبختم همه چی آرومه
تشته ی چشماتم منو سیرابم کن
منو با لالایی دوباره خوابم کن
بگو این آرامش تا ابد پابرجاست
حالا که برق عشق تو نگاهت پیداست
همه چی آرومه من چقدر خوشحالم
پیشم هستی حالا به خودم می بالم
تو به من دل بستی از چشات معلومه
من چقدر خوشبختم همه چی آرومه
اين نوشته ها تقديم به ريحانه خانوم كه خيلي از وبلاگ من بدش ا ومده
امروز يكي از ترانه هاي معين رو گذاشتم و چشامو بستم و حسابي رقصيدم
آخيييييش چه كيفي داشت
آخه ميدوني چيه امروز بخاطر دلايلي خيلي خوشحال بودم ولي شرمنده اين يكي رو نميتونم بگم
فقط اينكه موقع رقصيدن تمام رگاي تنم خون رو به سرعت تو خودش جولان ميداد و حس ميكردم دارم پرواز ميكنم
خواهم که شوم خاک ره پای تو بوسم
از پای تو برخیزم و لبهای تو بوسم
یک بوسه ز لبهای تو در خواب گرفتم
گویی که گل از چشمه ی مهتاب گرفتم
خواهم که شبی در بستر اندام تو باشم
گل بوسه شوم بر لب گل فام تو باشم
خواهم بشوم ماه بتابم به بره تو
تا پرتو خورشید لب بام تو باشم
اخترشوم و سیر نگاهت بنمایم
تا صبح تماشاگر اندام تو باشم
وقتي برگشتم خونه تو خيلي خوب و خوبتر شدي و به من گفتي هميشه پيشم بمون و تركم نكن
گل نازم ، محمدم، جيگرم، حتي يه لحظه بي تو براي من مرگه
مطمئن باش تا نفسه مياد و ميره تنهات نميذارم
الان كه اينا رو مينويسم تو سر گرم درس خوندن هستی، نميدوني كه چقدر دلم ميخواد بيام و لباتو ببوسم![]()
خيلي مخوامت...................
اسمون هم امروزمثل من دلش گرفته و فك كنم بارون بياد
ديشب خيلي بات حرف زدم ولي تو باز مثل هميشه ساكت موندي و چشاتو گذاشتي رو هم و هر چي گله كردم تو ساكت موندي انگار باز مثل هيشه حوصله ي شنيدن حرفامو نداشتي
عزيزم اخه چرا نسبت به زندگي و من اينقدر بي تفاوتي![]()
محمد نازم اگه حتي يه كم از حال و روز من خبر داشتي هرگز اجازه نميدادي اينقد غصه بخورم 
عزيز مهربونم بارها و بارها ازت خواستم از اين رفتار سرد و بي روحت دست برداري و كمي به زندگيمون سرو سامون بدي به عشقمون 
فقط يادت باشه گلم من هميشه به نوازشت احتياج دارم
اينو نوشتم تايه روز دوباره نگي مگه من چيكار كردم يادم نمياد؟!!!!!![]()
![]()
خدايا دلم خيلي گرفته كمكم كن تا اروم بشم
امشب ای ماه به درد دل من تسکینی
آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی